|
برای دل خودم...
|
ولی میشه از اونهایی که برات جدای از بقیه ان توقع نداشته باشی؟
شاید خودت را خواستی یک روز برگردی
باید مسیر کودکی ها را بلد باشی
یعنی بدانی "مرد در باران" کجا میرفت
یا لا اقل تا "آب-بابا" را بلد باشی
...
از شعر "حتی اگر آیینه باشی" از "محمدحسین بهرامیان"
۳۲.رفیق باز نیستم ولی دوست دارم وقتی دوستی لازمم داره باشم
۳۳.گذشته ی ادمها اصولا برام مهم نیست چون حال آدمهاست که جریان داره ولی دلم میخواد اگه با کسی صمیمی هستم اونچه رو که فکر میکنه لازمه ازش بدونم،بدونم.
۳۴.از آدمهای لوده و اونهایی که اهل مسخره کردن دیگران هستن به شدت بدم میاد...
۳۵.ولخرج نیستم ولی از خساست متنفرم
ادامه دارد...
مثل عصر روزهای پاییزی،مخلوطی از مزه های خنکی و اضطراب و شیرینی...
آدم ندیده ام![]()
پ.ن:خطرناکه!نه؟!
سبحه بر کف
دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می آید ز استغفار ما....
حتی به زندگی
۲۷.معتقدم کسی که عاشق میشه و میخواد یه زندگی رو شروع کنه باید پای همه چی وایسه...تصادف و نقص عضو،بچه دار نشدن یا بچه ی معلول،بیماریهای سخت روحی و جسمی و...
۲۸.تحمل آدمهایی که عمیقا به چیزی وایسته اند رو ندارم...
۲۹.زیاد انتقاد میکنم ولی فقط از آدمهایی که واسم مهم اند-ولی در قبال انتقاد با لحن بد شدیدا موضع میگیرم-
۳۰.از پیری و از کار افتادگی میترسم
ادامه دارد...
از اینکه
باشم
نه
اونجور که میخوام
و این حسم میشه عذاب آورترین حس دنیا
تو مگو ما را بدان شه بار نيست
با کريمان کارها دشوار نيست
ولادت امام حسن مجتبی مبارک![]()
من چقدر از این پسر به خاطر خوش برخوردیش خوشم میاد![]()
ساده
اگر بگذارند...
یه پایه پیدا میکردم صبح بریم کوه- که خیلی دوست دارم برم -بعدش بریم یه پرورشگاه و کلی با بچه ها بازی کنیم بعدش دیگه عصره بریم بهشت زهرا سر خاک پدربزرگهام و شهدای گمنام واسه افطار بریم "سیده ملک خاتون" که یه امامزاده ی خیلی خلوت و غریبه و محله و ادمهاش حس خوبی به من میده
بعد از افطار و خداحافظ بچه بریم شهر بازی و کلی بازی کنیم-اگه بشه با یه بچه هم بریم بهتره-
آخر سر هم بریم امامزاده صالح که تا حالا نرفتم و دلم میخواد یه شب برم اونجا.
بعدش دیگه منتظر جناب عزرائیل میمونم
۲۲.آدم نق نقویی هستم چون با نق زدن حالم بهتر میشه
۲۳.وقتی درگیر یه موضوعی هستم روی همه ی جوانب زندگیم تاثیر میذاره
۲۴.اگه دست خودم بود و میتونستم جهانگرد میشدم
۲۵.از تنهایی به شدت بیزارم حتی دوست ندارم تنها برم سر کوچه و برگردم...
ادامه دارد...
روزهام
دل تنگ
دل گیر
خدایم بیا...
حسم مثل حس "ارمیا" ست تو "بیوتن"!
یا مثل "صالح اعلا" توی "تابستان جان است"!
خدا جونم تا حالا...
اصلا بیخیال. تا حالا یکی مثل من انقدر درهم برهم دیدی؟
تنها ی تنها...
با قطار ...
امام رضا از همین جا سلام
لپ تاپ هنگ میکنه و وقتی درست میشه یه صفحه از"مائده های زمینی ژید" باز شده...
"ناتانائیل!آرزومندم که تو را برای همه ی عمر بیافرینم.
ناتانائیل!آیا آنچنان که باید پی میبری که گفته های من تا چه حد تاثر انگیز است؟ آرزو دارم که بیش از این به تو نزدیک شوم..."
و من با وجود خدای عاشقی مثل تو دلتنگی هامم دوست دارم
دلم میخواد برم یه جایی که خودم باشم و این خودم بودن تقاصش سنگین نباشه...
دلم میخواد برم استرالیا زندگی کنم...
یا شاید هم شیراز
۱۷.نظرم اینه که توی زندگی زناشویی "سکس" نقش خیلی مهمی داره و روی همه ی ابعاد زندگی مستقیم و غیر مستقیم تاثیر پر رنگی داره،ابدا یه رابطه ی یک طرفه نیست با این حرفها هم که میگن وظیفه ی زنه و حق مرد،ششصد درصد مخالفم،این رابطه مثل هر رابطه ی دیگه ای دو طرف داره برای هر دو طرف لذت بخش بوده و هست ولی خب گاهی و یا شاید اغلب لذت خانمها وابسته به رفتار و البته طرز فکر همسرشونه.اینجا هم حرف و گفتگو توی بیان نیازها و خواسته ها از طرف مرد و زن (البته با مهربونی نه تحقیر) مشکل گشاست...
۱۸.فعلا ثبات شخصیت ندارم
۱۹.آدم خیلی مذهبی نیستم اما لامذهب هم نیستم،دین و خدای خودمو دارم
۲۰.از سیاست متنفرم
ادامه دارد...
و دستها
و... من عاشق خودمم...
با همه ی بدی هام
پ.ن:انگار "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" امسال مخصوص من ساخته شده!!!
۱۲.از جمع و مهمونی های تجملاتی وادایی خوشم نمیاد مثل عروسی...مهمونی باید صمیمانه باشه تا دوست داشتنی بشه
۱۳.زود عصبی میشم![]()
۱۴.عاشق شعر و داستانم به خصوص غزل و داستان کوتاه
۱۵.اگه بخوام از بین سه تیپ شخصیتیِ بصری و سمعی و احساسی-لمسی تیپ خودمو انتخاب خودم میشه ۵۰درصد سمعی،۴۰درصد احساسی-لمسی و ۱۰درصد بصری
ادامه دارد...