برای دل خودم...
بدترین احساس اینه که واسه خودت "توقع" ایجاد کنی و با اون توقع به دیگران نگاه کنی...

ولی میشه از اونهایی که برات جدای از بقیه ان توقع نداشته باشی؟

+تاریخ سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ساعت 12:41 نویسنده رها |

...

شاید خودت را خواستی یک روز برگردی

باید مسیر کودکی ها را بلد باشی

یعنی بدانی "مرد در باران" کجا میرفت

یا لا اقل تا "آب-بابا" را بلد باشی

...

از شعر "حتی اگر آیینه باشی" از "محمدحسین بهرامیان"

+تاریخ شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 22:2 نویسنده رها |

۳۱.عاشق ویولونم

۳۲.رفیق باز نیستم ولی دوست دارم وقتی دوستی لازمم داره باشم

۳۳.گذشته ی ادمها اصولا برام مهم نیست چون حال آدمهاست که جریان داره ولی دلم میخواد اگه با کسی صمیمی هستم اونچه رو که فکر میکنه لازمه ازش بدونم،بدونم.

۳۴.از آدمهای لوده و اونهایی که اهل مسخره کردن دیگران هستن به شدت بدم میاد...

۳۵.ولخرج نیستم ولی از خساست متنفرم

ادامه دارد...

 

+تاریخ شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 0:1 نویسنده رها |

دلم یه جوریه...

مثل عصر روزهای پاییزی،مخلوطی از مزه های خنکی و اضطراب و شیرینی...

+تاریخ پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11:44 نویسنده رها |

اعتراف میکنم که...

آدم ندیده ام

پ.ن:خطرناکه!نه؟!

+تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ساعت 18:19 نویسنده رها |

توبه بر لب

سبحه بر کف

دل پر از شوق گناه

معصیت را خنده می آید ز استغفار ما....

 

+تاریخ سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ساعت 15:43 نویسنده رها |

گاهی میخوام بی تفاوت باشم

حتی به زندگی

 

+تاریخ دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 21:50 نویسنده رها |

۲۶.خیلی خیلی حساسم...-ولی بقیه این نظرو ندارن!!!-

۲۷.معتقدم کسی که عاشق میشه و میخواد یه زندگی رو شروع کنه باید پای همه چی وایسه...تصادف و نقص عضو،بچه دار نشدن یا بچه ی معلول،بیماریهای سخت روحی و جسمی و...

۲۸.تحمل آدمهایی که عمیقا به چیزی وایسته اند رو ندارم...

۲۹.زیاد انتقاد میکنم ولی فقط از آدمهایی که واسم مهم اند-ولی در قبال انتقاد با لحن بد شدیدا موضع میگیرم-

۳۰.از پیری و از کار افتادگی میترسم

ادامه دارد...

 

+تاریخ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 12:38 نویسنده رها |

چقدر خسته ام

از اینکه

باشم

نه

اونجور که میخوام

 

+تاریخ شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۱ساعت 21:59 نویسنده رها |

گاهی بابام میشه غیرقابل تحمل ترین آدم دنیا

و این حسم میشه عذاب آورترین حس دنیا

+تاریخ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 18:19 نویسنده رها |

 

تو مگو ما را بدان شه بار نيست

با کريمان کارها دشوار نيست

 

ولادت امام حسن مجتبی مبارک

+تاریخ شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 17:47 نویسنده رها |

کیانوش رستمی برنز گرفت.

من چقدر از این پسر به خاطر خوش برخوردیش خوشم میاد

+تاریخ شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 2:19 نویسنده رها |

ساحلم

ساده

اگر بگذارند...

+تاریخ جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 1:47 نویسنده رها |

اگه امروز آخرین روز زندگی ام بود...

یه پایه پیدا میکردم صبح بریم کوه- که خیلی دوست دارم برم -بعدش بریم یه پرورشگاه و کلی با بچه ها بازی کنیم بعدش دیگه عصره بریم بهشت زهرا سر خاک پدربزرگهام و شهدای گمنام واسه افطار بریم "سیده ملک خاتون" که یه امامزاده ی خیلی خلوت و غریبه و محله و ادمهاش حس خوبی به من میده

بعد از افطار و خداحافظ بچه بریم شهر بازی و کلی بازی کنیم-اگه بشه با یه بچه هم بریم بهتره-

آخر سر هم بریم امامزاده صالح که تا حالا نرفتم و دلم میخواد یه شب برم اونجا.

بعدش دیگه منتظر جناب عزرائیل میمونم

+تاریخ چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 13:35 نویسنده رها |

۲۱.از مشروب و سیگار متنفرم

۲۲.آدم نق نقویی هستم چون با نق زدن حالم بهتر میشه

۲۳.وقتی درگیر یه موضوعی هستم روی همه ی جوانب زندگیم تاثیر میذاره

۲۴.اگه دست خودم بود و میتونستم جهانگرد میشدم

۲۵.از تنهایی به شدت بیزارم حتی دوست ندارم تنها برم سر کوچه و برگردم...

ادامه دارد...

 

+تاریخ یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 22:0 نویسنده رها |

امروز دلم از همه چی پره

روزهام

دل تنگ

دل گیر

خدایم بیا...

+تاریخ یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 13:31 نویسنده رها |

حالم از آدمهای مادی به هم میخوره

+تاریخ یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 1:55 نویسنده رها |

امروز فهمیدم هنوز هم از اونهایی که دوستشون دارم بیشتر توقع درک دارم...

 

+تاریخ شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 15:8 نویسنده رها |

امشب پر تناقضم

حسم مثل حس "ارمیا" ست تو "بیوتن"!

یا مثل "صالح اعلا" توی "تابستان جان است"!

خدا جونم تا حالا...

اصلا بیخیال. تا حالا یکی مثل من انقدر درهم برهم دیدی؟

+تاریخ شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 1:51 نویسنده رها |

چقدر دلم میخواد برم مشهد...

تنها ی تنها...

با قطار ...

امام رضا از همین جا سلام

 

+تاریخ جمعه ششم مرداد ۱۳۹۱ساعت 2:15 نویسنده رها |

امروز یه گنج پیدا کردم ... دوتا کتاب قدیمی با دست نوشته شده و ازش کپی کردن!!! مثلثات و حسابان...فوق العاده ان...
+تاریخ پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۱ساعت 17:43 نویسنده رها |

خیلی دلم گرفته ازت میخوام یه چیزی بگی ...

لپ تاپ هنگ میکنه و وقتی درست میشه یه صفحه از"مائده های زمینی ژید" باز شده...

"ناتانائیل!آرزومندم که تو را برای همه ی عمر بیافرینم.

ناتانائیل!آیا آنچنان که باید پی میبری که گفته های من تا چه حد تاثر انگیز است؟ آرزو دارم که بیش از این به تو نزدیک شوم..."

 و من با وجود خدای عاشقی مثل تو دلتنگی هامم دوست دارم

+تاریخ پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۱ساعت 2:0 نویسنده رها |

با ماهی دویست تومن هم میشه زندگی کرد ولی با بدخلقی نمیشه...

 

+تاریخ چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۱ساعت 19:48 نویسنده رها |

دلم میخواد هر جایی زندگی کنم جز تهران...

دلم میخواد برم یه جایی که خودم باشم و این خودم بودن تقاصش سنگین نباشه...

دلم میخواد برم استرالیا زندگی کنم...

یا شاید هم شیراز

 

+تاریخ سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 22:30 نویسنده رها |

۱۶.نظرم اینه که دوتا آدم باید بتونن با حرف زدن و گفتگو مشکلات کوچیک و بزرگشونو حل کنن بدون مجادله و دلخوری... زبان ابزار قدرتمندیه که باید ازش استفاده کرد

۱۷.نظرم اینه که توی زندگی زناشویی "سکس" نقش خیلی مهمی داره و روی همه ی ابعاد زندگی مستقیم و غیر مستقیم تاثیر پر رنگی داره،ابدا یه رابطه ی یک طرفه نیست با این حرفها هم که میگن وظیفه ی زنه و حق مرد،ششصد درصد مخالفم،این رابطه مثل هر رابطه ی دیگه ای دو طرف داره برای هر دو طرف لذت بخش بوده و هست ولی خب گاهی و یا شاید اغلب لذت خانمها وابسته به رفتار و البته طرز فکر همسرشونه.اینجا هم حرف و گفتگو توی بیان نیازها و خواسته ها از طرف مرد و زن (البته با مهربونی نه تحقیر) مشکل گشاست...

۱۸.فعلا ثبات شخصیت ندارم

۱۹.آدم خیلی مذهبی نیستم اما لامذهب هم نیستم،دین و خدای خودمو دارم

۲۰.از سیاست متنفرم

ادامه دارد...

 

+تاریخ سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 17:14 نویسنده رها |

شیطان چی کاره است خودمم که آویزون گناهم...

 

+تاریخ سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11:50 نویسنده رها |

من عاشق چشمهای خودمم...

و دستها

و... من عاشق خودمم...

با همه ی بدی هام

 

+تاریخ دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 22:14 نویسنده رها |

گنه نکرده آدمی تقاص پس نمیدهد...

پ.ن:انگار "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" امسال مخصوص من ساخته شده!!!

 

+تاریخ دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 19:56 نویسنده رها |

۱۱.به زندگی آرمانی فکر میکنم ولی ارمانهام مثل ادم بزرگهای قصه ها دست نیافتنی نیست،فقط دلم میخواد اونچه خودم دوست دارم باشه و باشم نه اونچه مردم میپسندن! یه زندگی بر پایه عشق و محبت(بی پولی،مریضی،دردسرهای کوچیک و بزرگ همه چیز با وجود عشق قابل تحمله)،یه زندگی صادقانه و خالصانه،توش ادم محترم باشه و احترام بذاره،خدا همراه همیشگی باشه و اینکه بدونم اگه برگردم همین راهو دوباره انتخاب میکنم

۱۲.از جمع و مهمونی های تجملاتی وادایی خوشم نمیاد مثل عروسی...مهمونی باید صمیمانه باشه تا دوست داشتنی بشه

۱۳.زود عصبی میشم

۱۴.عاشق شعر و داستانم به خصوص غزل و داستان کوتاه

۱۵.اگه بخوام از بین سه تیپ شخصیتیِ بصری و سمعی و احساسی-لمسی تیپ خودمو انتخاب خودم میشه ۵۰درصد سمعی،۴۰درصد احساسی-لمسی و ۱۰درصد بصری

ادامه دارد...


برچسب‌ها: من کی ام
+تاریخ دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 18:26 نویسنده رها |

خواب بزرگترین راه در روئه...

 

+تاریخ دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 0:26 نویسنده رها |