|
برای دل خودم...
|
قبلنا جرئتشو داشتم و این کارو نکردن یه حس خوبی داشت ولی الان یه ترسوی بزدل شدم که به هیچی وصل نیستم اما پابند این زندگی لعنتی شدم...بیخودکی...حس رهاییمو از دست دادم
نه به اینکه دلم بخواد خودزنی کنم نه، ولی دلم میخواست بتونم این کارو بکنم... این عجز غمگین همیشه هست...