برای دل خودم...
سرم داره میترکه...

خوبه که اینجا هست

دلم حرف زدن با هیشکی رو میخواد. نه آشنایی که پیش فرضهایی که ازش دارم باعث خفه خونم بشه نه غریبه ای نداشتن پیش فرض ازش باعث خفه خونم میشه

دلم گریه میخواد ولی حوصله اشو ندارم دلم نمیخواد مثل الان اشکهام خودشون بیان که اصلا به دردم نمیخوره دلم میخواد زار بزنم به معنای واقعی

خدا رو چه دیدی! شاید خالی شدم

همیشه فکر میکردم اینکه گریه هام بی صداست و آروم خوبه... چون وقتی تو اتوبوس بغضت زورش ازت بیشتر میشه کسی نمیفهمه... چون وقتی ... کلا...

ولی دیگه این گریه ها خالیم نمیکنه... یه داد و هوار اساسی لازم دارم

...

یه عالمه نق دارم اما حوصله ندارم

 

+تاریخ پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 23:4 نویسنده رها |