قاصدک رها
برای دل خودم...
349
روحم زده به جسمم داغونش کرده حالا نشسته اون روبرو آبنبات چوبی میخوره و داغون شدنه رو تماشا میکنه
آبنبات پشت آبنبات
انقدر نوچ شده که دوست نداشته باشم دستم بهش برسه
+
تاریخ
چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ساعت 13:17 نویسنده رها |
اینجا هر چی که بخوام مینویسم
اینجا اتاق تنهاییمه...
اوین همهی شهر است
وقتی نمیشود خودت باشی ...
HoMe
|
EmaiL
|
ProFiLe
m0zhgaN
|ArcHives |
خرداد ۱۴۰۳
آذر ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۵
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
|CategorieS |
مغز باز
اتاق نعشگی
یهو نوشت
اعترافات
آخرین روز زندگی
من کی ام...
آموزه
کتابخونهنوشت
RSS
Ðe$igNER
| MOZHGAN |