|
برای دل خودم...
|
سریال در انتهای شب عجب چیزیه! تابوشکن از نوع خوب...
واقعا سکس و لذت دوطرفه چیزیه که باید ازش حرف زد.
من درگیرشم، دوستم درگیرشه، همسایه درگیرشه، شخصیت توی رمان سده ۱۶ درگیرشه، شخصیت رمان امروز هم درگیرشه!
-مادام بوواری رو دارم میخونم.-
ولی حرف ازش کمه، یه جایی میخوندم زنها امیال جنسیشون خیلی بکر و رها مونده برای همین هم دوجنسخواهی در اونها بیشتره هم پیچیدگی نیازها و خواستهها
در مقابل مردها به خاطر فشار اجتماعی شکل تثبیتشدهای از نیاز و ارضای جنسی توی ذهنشونه و تقریبا معلومه چی میخوان
من اضافه میکنم که شکل ارگاسم و انزال و حتی زمان طبیعی به اوج رسیدن هم خودش در شکلدهی این تفاوت مرد و زن کمتاثیر نیست و از طرفی هم مردها بیشتر نتیجهگرا هستن تا فرایندمحور در صورتی که زنها اوناییان که حداقل توی سکس دوست دارن از مسیر لذت ببرن
و اون مردی که بلد بشه مسیر رو برای همراهش لذتبخش کنه خودش لذتی رو میچشه که برای خودش تازگی داره
یاد یه قسمت از فرندز افتادم: جویی به دلیل نباید ارضا شه ولی همخوابه داره و مانیکا بهش پیشنهاد میده که امشب به اون فکر کن نه به خودت ... بعد از اجرا جویی خودش حس میکنه به درجهی بالاتری از لذت رسیده و به نظرم همینه واقعا...